انگیزه هاي گرایش به خیانت هاي زناشویی در مردان و زنان (قسمت دوم)
می دهند و خیانت فرد ممکن است تنها راهی باشد که یک همسر بتواند با آن برابري را به رابطه ي نابرابر برگرداند. این نظریه پیش بینی می کند که افرادي که در یک رابطه ي زناشویی سود کمتري میکنند در مقایسه با افرادي که داراي مزایاي بیشتري در روابط خود هستند یا سود برابر می کنند به احتمال بیشتري به خیانت کشیده می شوند.
دیدگاه پلوسو(2005 (می گوید هر پدیده ي رفتاري؛ از جمله خیانت ؛عوامل زمینه ساز و علتی دارد که شامل موارد زیر هستند: بن بست زناشویی: خشکی و رکود در رابط زناشویی ، که زوجین احساس عدم ارتباط و رانده شدن می کنند ، مکالماتشان به جایی نمی رسد و راه حل ها قابل اجرا نیستند. زیر بناي عاطفی: یکی از افراد در تله ي ناامیدي می افتد و به طرف مقابل هم سرایت می کند . احساس نوعی طرد شدن خیانت به عنوان نوعی شورش: اغلب افرادي که خیانت می کنند احساس تسلط دارند. بنابراین همسر خیانت دیده احساس آسیب پذیري و بی ارزشی می کند و خیانت نوعی تلاش خشمگینانه نه تنها براي آسیب به ظرف مقابل ، بلکه بدست آوردن قدرت بیشتر در رابطه است. ادامه در شماره بعدي ..