آنان از تاثیر اعمال و رفتارشان بر دیگران آگاه نیستند و معلمین باید هنگام تدریس در کلاس به روابط اجتماعی کودکان با همکلاسی هایشان دقت کنند و روش هایی را به کار ببرند که به بهبود روابط آن ها کمک کند. فهم زمینه فرهنگی و زبانی دانش آموز براي تدریس موثر ضروري است. معلم ها باید نقش هاي منحصر به فرد هر فرهنگ را درك کنند. گاهی اوقات دانش آموزان بین ارزش هاي مرسوم در مدرسه و ارزش هاي فرهنگ خود تفاوت هایی را تشخیص می دهند و در کودکان مبتلا به اختلالات یادگیري، مشکلات ناشی از ناتوانی ها با ابعاد نظام فرهنگی تشدید می شود. اگر فرهنگ دانش آموز به گونه اي باشد که تمایل به رقابت را در آنان کاهش می دهد و همکاري با دیگران را افزایش می دهد با این تصور که کمک به دیگران تقلب محسوب می شود ایجاد تعارض می کند.

بنابراین معلمین براي تدریس باید به این نکات نیز توجه کنند. به طور کلی تدریس به کودکان مبتلا به اختلالات یادگیري مستلزم انعطاف پذیري و تصمیم گیري مستمر است و نوع تدریس معلم منعکس کننده نگرش و برخورد او است. معلم ها باید نسبت به نوع یادگیري فردي دانش آموزان، علائق، نقاط ضعف، نقاط قوت، سطوح رشد و احساسات و سازگاري کودکان با محیط بیرونی حساس باشند و باید تصمیم هاي مهم و زیادي در مورد موارد مورد تدریس و چگونگی تدریس آن ها اتخاذ کنند.